دیود

 

دیودها (به انگلیسی: Diode) جریان الکتریکی را در یک جهت از خود عبور می‌دهند و در جهت دیگر در مقابل عبور جریان از خود مقاومت بالایی نشان می‌دهند. این خاصیت آنها باعث شده بود تا در سالهای اولیه ساخت این وسیله الکترونیکی، به آن دریچه هم اطلاق شود.


از لحاظ الکتریکی یک دیود هنگامی عبور جریان را از خود ممکن می‌سازد که شما با برقرار کردن ولتاژ در جهت درست (+ به آند و - به کاتد) آنرا آماده کار کنید.

ادامه نوشته

آی سی(ic)

 

تَراشه یا مدار مجتمع (که برابر فارسی chip یا آی‌سی: IC یا Integrated circuit به زبان انگلیسی است) به مجموعه‌ای از مدارات الکترونیکی اطلاق می‌گردد که با استفاده از مواد نیمه‌رسانا (عموماً سیلیکون همراه با میزان کنترل شده‌ای ناخالصی) در ابعادی کوچک (معمولاً کمتر از یک سانتی متر مربع) ساخته می‌شود.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

میکروپروسسور(ریز پردازنده)

 

ریزپردازنده‌ها تراشه‌های کوچکی هستند که می‌توانند عملیات حسابی و منطقی را انجام دهند. این تراشه‌ها از تعداد بسیار زیادی ترانزیستور ساخته شده‌اند.

لطفا به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

مقاومت

مقاومت تعریف ساده(قطعه ای الکترونیکی که از عبور جریان های زیاد درمدار جلوگیری میکند).

لطفا به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

خازن

خازن المان الکتریکی است که می تواند انرژی الکتریکی را به صورت بار الکتریکی در خود ذخیره کند. خازن را با حرف (c) نشان می دهند.

لطفا به ادامه ی مطلب بروید

ادامه نوشته

آزمایش ترانزیستور

 

وسایل لازم:
1. ترانزیستور BC107
2. دیود نورانی
3. مقاومت متغیر 10 کیلو اهمی
4. باتری قلمی 1.5 ولتی با جای مخصوص
برای تشخیص پایه ی امیتر از زایده ای که کنار این پایه قرار دارد استفاده میکنیم در اکثر موارد پایه ی کلکتور در چپ ترین سمت امیتر قرار دارد. امیتر به عنوان گیرنده جریان به باتری وصل می شود و کلکتور به دیود که همان مصرف کننده می باشد. چون ترانزیستور فقط مقدار معینی از حداقل جریان را از خود عبور می دهد اگر این مقدار کمتر شود ترانزیستور خاموش می شود و دیود را نیز خاموش می کند. با تغییر مقدار مقاومت (پتانسومتر) می بینیم وقتی که جریان از حداقل کمتر می شود ترانزیستور و به دنبال آن دیود خاموش می شود.

ساخت موتور الکتریکی

در شكل زیر وسایل مورد نیاز در این پروژه را مشاهده می كنید. در اینجا سه آهن ربا وجود دارد، دو آهن ربای گرد و یك آهن ربای مكعبی (كه بر روی قطب شمال آن حرف"N" حك شده است). همچنین یك باتری بزرگ و یك سیم مسی لخت (كه به شكل خاصی خم شده) نیز در شكل دیده می شود.

موتور الکتریکی

دو آهن ربای كوچك گرد را روی قطب شمال آهن ربای مكعبی قرار دهید. سپس حلقه ی سیم مسی را در بالای دو آهن ربای گرد قرار دهید. این حلقه كمی بزرگ تر از دایره آهن ربای گرد می باشد. سپس با دقت قطب مثبت باتری را روی آهن ربای گرد قرار دهید، انتهای نوك دار حلقه سیم را در گودی ته باتری بیاندازید.

موتور الکتریکی

وقتی تعادل این مجموعه بر روی آهن ربای مكعبی برقرار گردید، سیم حلقه حول باتری به چرخش در می آید.

برای مشاهده فیلم کلیک کنید.

این دستگاه چگونه كار می كند؟

آنچه كه در اینجا روی داده شبیه موتور الكتریكی فارادی است.

جریان باتری از هر دو وجه جانبی حلقه سیم عبور می كند و بدین ترتیب یك میدان مغناطیسی در اطراف سیم ایجاد می گردد. این میدان و میدان آهن ربای گرد و مكعبی بر یكدیگر اثر متقابلی می گذارند. آهن ربا نیرویی به حلقه سیم وارد می كند. این باعث می شود كه طرف راست حلقه سیم به سمت شما و طرف چپ آن از شما دور شود و در نتیجه حلقه سیم به چرخش در می آید. این چرخش آنقدر ادامه می یابد تا باتری تمام شود.

به نظر شما اگر حلقه سیم را نگه داریم و اجازه دهیم باتری آزاد باشد، چه اتفاقی روی می دهد؟

ما می توانیم این كار را به طور ساده انجام دهیم. برای این منظور باتری را از كنار بر روی میز قرار می دهیم.

موتور الکتریکی

با این كار مشاهده می كنید كه باتری حركت می كند.

برای مشاهده فیلم کلیک کنید.

در اینجا حلقه سیم آنقدر حركت می كند تا به میز برسد. با این حال همچنان به سیم نیرو وارد می گردد. بنابراین به جای آنكه سیم حركت كند، باتری و آهن ربا به چرخش در می آید، و در نتیجه باتری همانند جاده صاف كن روی میز حركت می كند.

چگونه یک ربات مسیر یاب بسازیم؟ (مقدماتی)

برای ساخت یک ربات مسیر یاب باید با سه رشته مکانیک , الکترونیک , کامپیوتر ( برنامه نویسی ) آشنایی مقدماتی داشته باشید.

 

مکانیک

مکانیک یک ربات مسیر یاب از 4 بخش تشکیل شده است که به برسی هر کدام می پردازیم:

 

1- شاسی یا بدنه که تمام اجزای ربات مانند برد ها و ... روی آن قرار میگیرد

2- موتور ربات مسیر یاب

3- چرخ ربات مسیر یاب

4- برد سنسور که وظیفه تشخیص خط زیر ربات میباشد

 

شاسی یا بدنه

این قسمت از مکانیک ربات مسیر یاب که وظیفه نگه داری تمام اجزا و مدار ها بر روی خود میباشد که اجزای ربات بر روی آن بسته میشوند و میتواند یک طلق پلاستیکی یا یک تکه چوب یا یک چیزی که نسبتا سبک باشد و  بتواند این اجزا را تحمل کند

 

موتور یک ربات مسیریاب

 

یک ربات میتواند از دو نوع موتور استفاده کند که عبارت است از :

DC MOTOR

Steper Motor

شما برای یک ربات مسیر یاب به دو موتور خوب نیاز دارید که یکی برای چرخش به راست و دیگری برای چرخش به چپ که توصیه میشود این موتور ها رو در عقب ربات نصب کنید .

یک  ربات باید از موتوری استفاده کند که داری قدرت بالا و دور مناسب باشد که ربات بتواند آن را کنترل کند و از دور خارج نشود و اگر نتوانستید چنین موتوری را تهیه کنید میتوانید از یک آرمیچر اسباب استفاده کنید به شرطی یک عدد گیر باکس بر سر راه آن بزارید که از سرعت آن بکاهد و قدرت آن بیشتر شود (  سرعت موتور های اسباب بازی زیاد و قدرت آنها کم میباشد ).

 

چرخ ها

 

                                                 

 

در ساخت این چنین رباتی باید به چند نکته در مورد چرخ ها توجه کرد که عبارتند از :

۱- اندازه قطر چرخ، ۲- اندازه عرض چرخ، ۳-  اصطحکاک چرخ با زمین

 

1- اندازه قطر یک چرخ باید به اندازه ای باشد که با دور موتور شما هماهنگی داشته باشد چون هرچه قطر چرخ بشتر باشد با یک دور، موتور روبات مسیربیشتری را طی میکند و هر چه قطر آن کمتر باشد با یک دور چرخش موتور ربات مسیر کمتری را طی میکند

 

2- اندازه عرض چرخ : توصیه میشود اندازه عرض چرخ برای این چنین کاری بین 1 تا 2 سانت انتخاب شود چون اگر بیشتر از این باشد اصطحکاک و وزن آن خیلی زیادی میشود

 

3- برای اصطحکاک چرخ با زمین میتوانید از نوار چسب برق از طرف چسبندگی به زمین استفاده کنید که این کار لاستیک ها بیشتر به زمین میچسباند و تا حدی میتواند به تعادل ربات کمک کند

 

چرخ هرز گرد :

 این چرخ که در قست میانی و جلوی ربات نصب میشود تنها وظیفه حفظ تعادل ربات دارد و باید کمترین اصطکاک را با زمین داشته باشد که میتوان از یکه بلبرینگ یا یک عدد ساچمه و یا ... باشد

 

برد سنسور ( حسگر )

 

 

این بخش از ربات که یکی از مهمترین قسمت های یک ربات محسوب میشود و وظیفه تشخیص خط زیر ربات میباشد که باید فاصله استاندارد آن با زمین رعایت شود تا بهترین بازده را دارا باشد

 

چند نکته که باید در مکانیک ربات رعایت شود :

1- حتما مکانیک ربات محکم بسته شود.

2- اگر از چسب برای بستن استفاده میکنید حتما به همراه بست استفاده شود .

3- برای بستن بردها به بدنه ( شاسی ) حتما از پیچ و مهره یا Spacer  و مهره استفاده کنید

4- برای محکم شدن و جلوگیری شل یا باز شدن اتصالات میتوانید از واشر فنری استفاده کنید .

5- در جاهایی که ممکن است پیچ و مهره باعث اتصالات بین قطعات شود میتوانید از واشر فیبری استفاده کنید .

باتری لیمویی

دوست دارید «باتری لیمویی» بسازید؟ پس دست به کار شوید!

 برای این کار به مواد زیر نیاز داریم:

- یک عد لیموترش تازه و رسیده و آبدار

- میخ گالوانیزه با پوشش روی

- سکه‌های مسی (می‌توانید از سکه‌های قدیمی یا سکه‌های رایج کشورهای دیگر استفاده کنید)

باتری لیمویی

طرز ساخت

یک شکاف به اندازه سکه در لیمو ایجاد و سکه را در آن فرو ببرید. میخ را هم در طرف دیگر لیمو فرو کنید. دقت کنید که سکه و میخ، نباید به هم برخورد کنند.

باتری لیمویی ما درست شد، به همین سادگی!

در این باتری، به میخ و سکه، «الکترود» می‌گوییم .به آب لیمو هم «محلول الکترولیت» گفته می‌شود. همان‌طور که می‌دانید، جریان الکتریسیته به وسیله حرکت ذراتی به نام «الکترون» ایجاد می‌شود.

 باتری لیمویی

به بعضی از مواد «رسانا» گفته می‌شود. فلزاتی مثل آهن و مس، بهترین رساناها هستند که در واقع الکترون‌ها امکان حرکت و جا به جایی زیادی در آنها دارند.

 باتری‌ها دارای دو قطب مثبت و منفی هستند که الکترون‌ها از سمت الکترود منفی باتری حرکت می‌کنند (در ماده رسانا یا هادی) و به اطراف الکترود منفی باتری حرکت می‌کنند (در ماده رسانا یا هادی) و به طرف الکترود مثبت می‌روند. در این جا میخ، قطب منفی و سکه، قطب مثبت است. ولتاژ باتری میزان و شدت حرکت الکترون‌ها را نشان می‌دهد که سنجشی برای تعیین ضعیف یا قوی بودن باتری است. مثلاً ولتاژ باتری قلمی، 5/1 ولت است.

شما می‌توانید با اتصال یک ولت‌متر به باتری لیمویی، ولتاژ آن را اندازه بگیرید. باتری لیمویی ولتاژ پایینی دارد که حتی قادر به روشن کردن یک لامپ کوچک هم نیست (چیزی حدود 906/0 ولت) .

باتری لیمویی

برای حل این مشکل، می‌توان از باتری‌های بیشتری استفاده کرد؛ یعنی باتری‌های لیمویی دیگری بسازید و آنها را به وسیله سیم، به هم وصل کنید (از قطب منفی یک باتری به قطب مثبت باتری دیگر). با این کار، ولتاژ بیشتری خواهید داشت؛ یعنی چیزی حدود 788/1 ولت. اگر از چهار باتری لیمویی استفاده کنید، ولتاژ به 5/3 ولت افزایش می‌یابد. دقت کنید که یک طرف سیم قرمز به میخ و طرف دیگر آن به سکه وصل شده است. به عنوان لامپ می‌توانید از یک لامپ دیودی یا دو قطبی یا LED استفاده کنید. این گونه لامپ‌ها برای روشن شدن، به ولتاژ کمی احتیاج دارند که باتری لیمویی، آن را تأمین می‌کند. اما دقت داشته باشید که قطب مثبت لامپ به سکه و منفی آن به میخ وصل باشد.

منبع : http://www.herfehs.blogfa.com/

لامپ الکترونی

مفاهیم پایه
گسیل گرما یونی و جریان الکتریکی حاصل از آن در خلا اساس تعداد بسیار زیادی از وسایل الکترونی است که کاربرد گسترده‌ای در مهندسی و زندگی روزمره پیدا کرده‌اند، که لامپ خلا (لامپ رادیو) و لامپ اشعه کاتدی دو نوع از لامپهای الکترونی است.


لامپ خلا
این لامپ شامل رشته تنگستن التهابی که چشمه الکترونها است (کاتد) ، یک استوانه فلزی که در نقش آند است و کاتد را در بر می‌گیرد. دو الکترود در لامپ شیشه‌ای یا فلزی که به عنوان حباب لامپ است قرار می‌گیرند که هوای آن کاملا تخلیه شده است. این لامپ دو الکترودی به دیود خلا معروف است.
طرز کار لامپ الکترونی
اگر این لامپ را در مدار یک باتری یا چشمه جریان دیگری قرار دهیم بطوری که آند آن به قطب مثبت چشمه و کاتد به قطب منفی وصل باشد و کاتد را بوسیله چشمه کمکی گرم کنیم. الکترونهایی که از رشته (کاتد) تبخیر می‌شوند به طرف آند حرکت می‌کنند، و در مدار جریانی ظاهر می‌شود. ولی اگر مدار را چنان ببندیم که منفی چشمه الکترونی به آند و مثبت به کاتد وصل باشد، الکترونهایی که از کاتد تبخیر می‌شوند توسط میدان الکتریکی به کاتد برگردانده می‌شوند و در مدار جریانی وجود نخواهد داشت. پس ، دیود دارای این خاصیت است که جریان را در یک جهت عبور می‌دهد و مانع عبور آن در جهت مخالف می‌شود. وسایلی که جریان را فقط در یک جهت عبور می‌دهند به لامپهای یکسو کننده معروف هستند.
موارد کاربرد لامپ های دیودی
از لامپهای یکسو کننده بطور گسترده برای یکسو کردن جریان متناوب ، یعنی برای تبدیل آن به جریان مستقیم ، استفاده می‌شود. دیودهای خلا که بخصوص برای این منظور در صنعت مورد استفاده قرار می‌گیرند، کنوترن نامیده می‌شوند. لامپهای الکترونی پیچیده‌تر ، که بطور گسترده در مهندسی رادیو ، کنترل خودکار و سایر شاخه‌های انقلاب تکنولوژیک بکار می‌روند، علاوه بر کاتد التهابی (چشمه الکترونی) و آندی که این الکترونها را جمع می‌کند، الکترود اضافی سومی به شکل شبکه دارند که بین کاتد و آند قرار گرفته‌اند. شبکه معمولا خانه‌های بزرگی دارد که می‌تواند به شکل مارپیچ نیز ساخته شود.
نحوه استفاده لامپهای الکترونی پیشرفته
لامپ را به یک مولد جریان (باتری) وصل می‌کنیم و بوسیله یک باتری کمکی (باتری رشته) کاتد آنرا گرم می‌کنیم، آمپر سنجی نیز در مدار قرار می‌دهیم که جریان آند را در مدار نشان دهد. حال باتری دیگری را ، که دارای ولتاژ متغیری باشد، بین کاتد و شبکه لامپ وصل می‌کنیم. این ولتاژ را برای تغییر اختلاف پتانسیل بین کاتد و شبکه بکار می‌بریم. می‌بینیم که در این حالت جریان آند تغییر می‌کند. به این صورت این فرصت بدست می‌آید که با تغییر دادن اختلاف پتانسیل بین کاتد و شبکه آن جریان آند را کنترل کنیم. این فرآیند ، خاصیت عمده لامپهای الکترونی پیشرفته می‌باشد. وقتی که شبکه نسبت به کاتد در پتانسیل مثبت است، یعنی به قطب مثبت باتری وصل است، افزایش ولتاژ شبکه ، به افزایش جریان در آند منجر می‌شود تا اینکه به اشباع برسد. از طرف دیگر ، اگر پتانسیل شبکه نسبت به کاتد منفی باشد، هر افزایش در مقدار ولتاژ شبکه باعث کاهش جریان آند می‌شود. این پدیده به آسانی توجیه می‌شود.



توضیح پدیده کنترل جریان در لامپهای الکترونی
وقتی که بار شبکه کاتدی نسبت به کاتد مثبت باشد، الکترونها را از ابر الکترونی اطراف کاتد جذب می‌کند. در این فرآیند ، بخش بزرگی از الکترونها بین دورهای شبکه حرکت می‌کند و به آند می‌رسد، یعنی در جریان آند شرکت می‌کنند. در نتیجه با کمک به از بین رفتن بار حجمی ، شبکه بطور مثبت باردار می‌شود و جریان آند را افزایش می‌دهد. اما شبکه‌ای که بطور منفی باردار شده باشد جریان آند را کاهش می‌دهند. زیرا الکترونها را دفع می‌کند، یعنی بار حجمی نزدیک کاتد را زیاد می‌کند، چون شبکه به کاتد خیلی نزدیکتر از آند است، تغییر کوچکی در اختلاف پتانسیل بین شبکه و کاتد بار حجمی را به شدت تغییر می‌دهد و بر جریان آند تأثیر می‌گذارد. در لامپهای الکترونی معمولی تغییر ولتاژ شبکه به اندازه یک ولت جریان آند را به اندازه چند میلی آمپر تغییر می‌دهد. برای اینکه همین تغییر بر اثر تغییر دادن ولتاژ آند بدست آید، باید این ولتاژ را چندین ده ولت تغییر داد.
کاربردهای لامپ های الکترونی
یکی از مهمترین کاربردهای لامپهای الکترونی استفاده از آنها در تقویت جریانها و تضعیف ولتاژ است. لامپهایی با سه الکترود (کاتد ، آند و شبکه) به تریود (سه قطبی الکتریکی) معروف هستند. در مهندسی رادیو امروزی ، لامپهای پیچیده‌تری با دو ، سه یا تعداد بیشتری شبکه بکار می‌روند. امروزه لامپهایی با ابعاد گوناگون برای مقاصد مختلف ، از لامپهای شیشه‌ای معروف به دگمه کوچک که دارای ضخامت یک مداد و طول چند سانتیمتر گرفته تا آنهایی که از اندازه آزمایش تجاوز می‌کنند، ساخته می‌شود. در لامپهای کوچکی که در گیرنده‌های رادیو بکار می‌روند، جریان آند بالغ بر چندین میلی آمپر است. در حالی که در لامپهای پر قدرت به چندین ده آمپر می‌رسد. نکته قابل توجه آن است که در صورتی که تخلیه لامپ ناکافی باشد و مقدار کمی از گاز در آن بماند، کاتد لامپ الکترونی به سرعت از بین می‌رود.
منبع : www.roshd.ir

سنسور چيست ؟

سنسور المان حس کننده ای است که کمیتهای فیزیکی مانند فشار، حرارت، رطوبت، دما، و ... را به کمیتهای الکتریکی پیوسته (آنالوگ) یا غیرپیوسته (دیجیتال) تبدیل می کند. این سنسورها در انواع دستگاههای اندازه گیری، سیستمهای کنترل آنالوگ و دیجیتال مانند PLC مورد استفاده قرار می گیرند. عملکرد سنسورها و قابلیت اتصال آنها به دستگاههای مختلف از جمله PLC باعث شده است که سنسور بخشی از اجزای جدا نشدنی دستگاه کنترل اتوماتیک باشد. سنسورها اطلاعات مختلف از وضعیت اجزای متحرک سیستم را به واحد کنترل ارسال نموده و باعث تغییر وضعیت عملکرد دستگاهها می شوند.
سنسورهای بدون تماس
سنسورهای بدون تماس سنسورهائی هستند که با نزدیک شدن یک قطعه وجود آنرا حس کرده و فعال می شوند. این عمل می تواند باعث جذب یک رله، کنتاکتور و یا ارسال سیگنال الکتریکی به طبقه ورودی یک سیستم گردد.
کاربرد سنسورها
1ـ شمارش تولید: سنسورهای القائی، خازنی و نوری
2ـ کنترل حرکت پارچه و ...: سنسور نوری و خازنی
3ـ کنترل سطح مخازن: سنسور نوری و خازنی و خازنی کنترل سطح
4ـ تشخیص پارگی ورق: سنسور نوری
5 ـ کنترل انحراف پارچه: سنسور نوری و خازنی
6 ـ کنترل تردد: سنسور نوری
7ـ اندازه گیری سرعت: سنسور القائی و خازنی
8 ـ اندازه گیری فاصله قطعه: سنسور القائی آنالوگ
مزایای سنسورهای بدون تماس
سرعت سوئیچینگ زیاد: سنسورها در مقایسه با کلیدهای مکانیکی از سرعت سوئیچینگ بالائی برخوردارند، بطوریکه برخی از آنها (سنسور القائی سرعت) با سرعت سوئیچینگ تا 25KHz کار می کنند.
طول عمر زیاد: بدلیل نداشتن کنتاکت مکانیکی و عدم نفوذ آب، روغن، گرد و غبار و ... دارای طول عمر زیادی هستند.
عدم نیاز به نیرو و فشار: با توجه به عملکرد سنسور هنگام نزدیک شدن قطعه، به نیرو و فشار نیازی نیست.
قابل استفاده در محیطهای مختلف با شرایط سخت کاری: سنسورها در محیطهای با فشار زیاد، دمای بالا، اسیدی، روغنی، آب و ... قابل استفاده می باشند.
عدم ایجاد نویز در هنگام سوئیچینگ: به دلیل استفاده از نیمه هادی ها در طبقه خروجی، نویزهای مزاحم (Bouncing Noise)ایجاد نمی شود.
سنسورهای القائی
سنسورهای القائی سنسورهای بدون تماس هستند که تنها در مقابل فلزات عکس العمل نشان می دهند و می توانند فرمان مستقیم به رله ها، شیرهای برقی، سیستمهای اندازه گیری و مدارات کنترل الکتریکی *مانند: PLC *ارسال نمایند.


منبع :
سایت های :
1ـ  http://www.electronix.ir
2ـ http//:iranictnews.ir 

انواع موتورهای الکتريکی(موتورهای DC)

موتور جريان مستقيم (DC Motor)
يكي از اولين موتورهاي دوار، اگر نگوييم اولين، توسط مايكل فارادي در سال ۱۸۲۱ميلادي ساخته شده بود و شامل يك سيم آويخته شده آزاد كه در يك ظرف جيوه غوطه‌ور بود، مي‌شد. يك آهنرباي دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتي كه جرياني از سيم عبور مي‌كرد، سيم حول آهنربا به گردش در مي‌آمد و نشان مي‌داد كه جريان منجر به افزايش يك ميدان مغناطيسي دايره‌اي اطراف سيم مي‌شود. اين موتور اغلب در كلاس‌هاي فيزيك مدارس نشان داده مي‌شود، اما گاه بجاي ماده سمي جيوه، از آب نمك استفاده مي‌شود.
موتور كلاسيك جريان مستقيم داراي آرمي‌چري از آهنرباي الكتريكي است. يك سوييچ گردشي به نام كموتاتور جهت جريان الكتريكي را در هر سيكل دو بار برعكس مي‌كند تا در آرميچر جريان يابد و آهنرباهاي الكتريكي، آهنرباي دائمي را در بيرون موتور جذب و دفع كنند. سرعت موتور DC به مجموعه‌اي از ولتاژ و جريان عبوري از سيم پيچ‌هاي موتور و بار موتور يا گشتاور ترمزي، بستگي دارد.
سرعت موتور جريان مستقيم وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جريان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغير يا عبور جريان و با استفاده از تپ‌ها (نوعي كليد تغيير دهنده وضعيت سيم‌پيچ) در سيم‌پيچي موتور يا با داشتن يك منبع ولتاژ متغير، كنترل مي‌شود. بدليل اينكه اين نوع از موتور مي‌تواند در سرعت‌هاي پايين گشتاوري زياد ايجاد كند، معمولاً از آن در كاربردهاي كششي نظير لوكوموتيوها استفاده مي‌كنند.

اما به هرحال در طراحي كلاسيك محدوديت‌هاي متعددي وجود دارد كه بسياري از اين محدوديت‌ها ناشي از نياز به جاروبك هايي براي اتصال به كموتاتور است. سايش جاروبك‌ها و كموتاتور، ايجاد اصطكاك مي‌كند و هر چه كه سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبك‌ها مي‌بايست محكمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبي را برقرار كنند. نه تنها اين اصطكاك منجر به سر و صداي موتور مي‌شود بلكه اين امر يك محدوديت بالاتري را روي سرعت ايجاد مي‌كند و به اين معني است كه جاروبك‌ها نهايتاً از بين رفته نياز به تعويض پيدا مي‌كنند. اتصال ناقص الكتريكي نيز توليد نويز الكتريكي در مدار متصل مي‌كند. اين مشكلات با جابجا كردن درون موتور با بيرون آن از بين مي‌روند، با قرار دادن آهنرباهاي دائم در داخل و سيم پيچ‌ها در بيرون به يك طراحي بدون جاروبك مي‌رسيم

.

DC موتور

موتور ميدان سيم پيچي شده (Solenoid Motor

آهنرباهاي دائم در بيروني يك موتور DC را مي‌توان با آهنرباهاي الكتريكي تعويض كرد. با تغيير جريان ميدان (سيم پيچي روي آهنرباي الكتريكي) مي‌توانيم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغيير دهيم. اگر سيم پيچي ميدان به صورت سري با سيم پيچي آرميچر قرار داده شود، يك موتور گشتاور بالاي كم سرعت و اگر به صورت موازي قرار داده شود، يك موتور سرعت بالا با گشتاور كم خواهيم داشت. مي‌توانيم براي بدست آوردن حتي سرعت بيشتر اما با گشتاور به همان ميزان كمتر، جريان ميدان را كمتر هم كنيم. اين تكنيك براي كشش الكتريكي و بسياري از كاربردهاي مشابه آن ايده‌آل است و كاربرد اين تكنيك مي‌تواند منجر به حذف تجهيزات يك جعبه دنده متغير مكانيكي شود.

 
شكل 3- موتور ميدان سيم پيچي شده

 

موتور يونيورسال (Universal Motor

يكي از انواع موتورهاي DC ميدان سيم پيچي شده موتور يونيورسال است. اسم اين موتورها از اين واقعيت گرفته شده‌است كه اين موتورها را مي‌توان هم با جريان DC و هم  AC بكار برد، اگر چه كه اغلب عملاً اين موتورها با تغذيه جريان متناوب كار مي‌كنند. اصول كار اين موتورها بر اين اساس است كه وقتي يك موتور DC ميدان سيم پيچي شده به جريان متناوب وصل مي‌شود، جريان هم در سيم پيچي ميدان و هم در سيم پيچي آرميچر (و در ميدانهاي مغناطيسي منتجه) هم‌زمان تغيير مي‌كند و بنابراين نيروي مكانيكي ايجاد شده همواره بدون تغيير خواهد بود. در عمل موتور بايستي به صورت خاصي طراحي شود تا با جريان متناوب سازگاري داشته باشد (امپدانس/راكتانس بايستي مدنظر قرار گيرند) و موتور نهايي عموماً داراي كارايي كمتري نسبت به يك موتور معادل DC خالص خواهد بود.

مزيت اين موتورها اين است كه مي‌توان تغذيه AC را روي موتورهايي كه داراي مشخصه‌هاي نوعي موتورهاي DC هستند بكار برد، خصوصاً اينكه اين موتورها داراي گشتاور راه اندازي بسيار بالا و طراحي بسيار جمع و جور در سرعت‌هاي بالا هستند. جنبه منفي اين موتورها تعمير و نگهداري و مشكل قابليت اطمينان آنهاست كه به علت وجود كموتاتور ايجاد مي‌شود و در نتيجه اين موتورها به ندرت در صنايع مشاهده مي‌شوند، اما عمومي‌ترين موتورهاي AC در دستگاه‌هايي نظير مخلوط كن و ابزارهاي برقي خانگي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.


منبع: http://toghiyani.blogfa.com


تریود

لامپهای سه قطبی که به تریود معروفند همانند دیود لامپی هستند منتها یک شبکه مارپیچ بصورت فنر دور کاتد پیچیده شده است گرید (grid) نام دارد

اگر این شبکه هیچ ولتاژی نداشته باشد لامپ دقیقا مانند دیود عمل میکند یعنی الکترونها از کاتد (کاتد داغ شده توسط رشته فیلامان) خارج میشوند و به سمت آند حرکت مبکنند اما اگر به این شبکه فلزی بار منفی نسبت به کاتد داده شود الکترونهایی که از کاتد در حال حرکت به طرف آند هستند توسط این شبکه دفع خواهد شد به این ترتیب باعث کاهش مقدار الکترونهایی خواهد شد که به آند میرسند  اما اگر کمی بار مثبت به شبکه داده شود درست عکس حالت قبل شبکه کمک خواهد کرد که الکترونهای بیشتری به آند برسد به این ترتیب جریان کاتد به آند بیشتر میشود  و این درحالیست که اگر بار مثبت شبکه اندکی افزایش یابت مقدار جریان الکترونها به طرف آند بشدت افزایش می یابد.

میبینید که لامپ خلاء میتواند به عنوان تقویت کننده عمل کند به همین سادگی !! و همین سادگی باعث عملکرد فوق العاده آن باشد. لامپهای تریود اولین تقویت کننده لامپی بودند که بعد از آن لامپهای تترود و پنتود نیز اختراع شد .

لامپهای تریود مورد علاقه خیلی از سازندگان آمپلی فایر لامپی هستند . امروزه خیلی از آمپلی فایر های حرفه ای توسط همین لامپهای خلاء که دهه ها پیش از یاد رفته بودند ساخته شده ودر خلوت دوستداران های فای گوشنوازی میکنند !! 

شماتیک  و تصویر لامپ تریود را درشکل زیر ببینید

منبع:http://setson.persianblog.ir 

تراشه یا مدار مجتمع

تراشه یا مدار مجتمع (که برابر فارسی‌ "chip" یا IC یا Integrated circuit به زبان انگلیسی است) به مجموعه‌ای از مدارات الکترونیکی اطلاق می‌گردد که با استفاده از مواد نیمه‌رسانا (عموماً سیلیکون همراه با میزان کنترل شده‌ای ناخالصی) در ابعادی‌ کوچک (معمولاً کمتر از یک سانتی متر مربع) ساخته می‌شود. این مدارات معمولاً شامل دو یا سه نوع دستگاه الکترونیکی‌ می‌‌باشند: مقاومت، خازن و ترانزیستور (مهم‌ترین آنها ترنزیستور می‌‌باشد). هر تراشه معمولاً حاوی تعداد بسیار زیادی ترانزیستور می‌‌باشد که با استفاده از فناوری پیچیده‌ای در داخل یک لایه از سیلیکن همگون و با ضخامتی یکنواخت و بدون ترک تزریق شده اند. امروزه تراشه‌ها در اکثر دستگاههای الکترونیکی و بویژه رایانه‌ها در ابعادی گسترده بکار می‌‌روند. وجود تراشه‌ها مرهون کشفیات بشر درباره نیمه رساناها و پیشرفتهای سریع پیرامون آنها در میانه‌های سده بیستم می‌‌باشد.

 

در ساخت IC‌ها طراحان سعی می‌کنند تا حد امکان از ترانزیستور استفاده کنند. مثلاً بجای خازن از از ترانزیستور در بایاس معکوس استفاده می‌‌کنند. و یا در جایی دیگر که مقاومت بزرگی نیاز دارند مثلاً در حد مگا اهم باز از ترانزیستور استفاده می‌‌کنند.چون در حجمی که مقاومت می‌‌گیرد می‌‌توان چند ترانزیستور جای داد.

 

بعضی از IC ها به گونه ای از لایه های سیلیکون بهره میبرند که میتوانند حتی به عنوان حافظه مورد استفاده قرار گیرند نمونه ای از این IC ها EPROM نام دارد همانگونه که از اسم این نوع تراشه معلوم است فقط اطلاعات آن قابل خواندن است و امکان تغییرات در آن وجود ندارد از این نوع ای سی برای مدارات اصلی کامپیوتر نیز استفاده می شود همان قسمت از حافظه که به آن ROM نیز می گویند.

منبع : http://rjmsh.parsiblog.com

میکروکنترلر  Micro controller

میکرو کنترلر از دو لغت میکرو + کنترلر  تشکیل شده است. میکرو یک واحد خیلی کوچک در ریاضی است.    Micro میکرو 10 بتوان منفی 6 است. یعنی یک میلیونیوم چیزی.

Controller   کنترلر یعنی کنترل کننده.

میکرو کنترلر یک قطعه الکترونیکی است که زمان انجام یک دستور درآن به میزان یک میلیونیوم ثانیه است. این  سرعت خیلی زیادی است.

میکرو کنترلر از نظر شکل ظاهری شبیه یک IC (مدار مجتمع) است. و از نظر عملکرد تقریبا مشابه یک کامپیوتر کامل است.

میکرو کنترلر ها هم دارای ورودی ، هم پردازش و هم خروجی هستند.

اولین میکروکنترلر ها توسط شرکت اینتل همین شرکتی که اکنون بزرگترین تولید کنند سی پی یو های کامپیوتر ها در جهان است در سال 1971 با نام 8080 ساخته شد. بعد از وارد شدن اینتل به چرخه ساخت پروسسورها (سی پی یو ها )امتیاز ساخت میکروکنترلر ها را به شرکت های زیر  واگذار کرد.

ATMEL , PHILIPS , SIEMENS , DALLAS

همه میکرو کنترلر ها در 5 دسته زیر تقسم بندی می شوند.

1.     8051

2.     PIC

3.     Avr

4.     6811

5.     Z8

یک ماشین حساب را در نظر بگیرید. ماشین حساب دارای یک میکروکنترلر است که  ورودی آن صفحه کلید اعداد آن است ، عملیاتی که برای محاسبه یک عملیات ریاضی انجام می دهد پردازش و LCD که نتیجه بر روی آن نمایش داده می شود خروجی آن است.

برای دریافت سرعت یک میکروکنترلر به فاصله زمانی زدن کلید = (مساوی) و زمان نمایش نتیجه عکلیات مورد نظر در ماشین حساب توجه کنید. این همان سرعت عملکرد یک میکروکنترلر است.

رم یا همان حافظه موقت در درون خود همان میکروکنترلر قرار دارد.

در مقابل میکرو کنترلر یک عبارت دیگر با نام میکرو پروسسور نیز وجود دادر که تفاوت آن با میکروکنترلر در این است که در میکروکنترلرها همه قسمت های ورودی – پردازش – خروجی وجود دارند  ولی میکروپروسسور فقط شامل یک پردازنده کوچک است که برای انجام کارهای خود نیازمند ارتباط با واحدهای ورودی و خروجی و ماژولهای رم است.

یک میکروکنترلر وقتی که ساخته می شود هیچ کابردی ندارد و باید ابتدا برای انجام یک کار برنامه ریزی شود، آنوقت قابل استفاده خواهد شد. برای برنامه ریزی میکروکنترلر ها از دستگاهی به نام پروگرمر استفاده می شود. پروگرمر ها به و سیله یک کابل به رایانه متصل می شود و برنامه مورد نظر درون کامپیوتر به زبان سی C  یا   اسمبلی نوشته می شود و سپس به وسیله یک کابل موازی LPT  یا کابل USB به حافظه میکروکنترلر منتقل می شود.اکنون می توان از این میکرو کنترل در مدارات مورد نظر استفاده کرد.

تصویر یک پروگرمر

از میکرو کنترلر ها در موارد مختلفی از قبیل همین موس لیزری که اکنون در دست شماست  و شما آن را جابجا  می کنید –  صفحه کلید رایانه – مانیتور – ماشین حساب – تلوزیون – تابلوهای تبلیغاتی الکترونیکی که در جاهای مختلف می بینید و نوشته های مختلفی برو روی آن حرکت می کند. همگی محصول استفاده از میکرو کنترلر ها هستند.

 

انواع مقاومت

مقاومت ها را به سه دسته تقسیم می کنند.

1.مقاومت ثابت                      2.مقاومتهای متغیر          3.مقاومت های وابسته

مقاومت ثابت:

مقاومت ثابت مقاومتی است که مقدار آن در حالت عادی تغییری نمی کند و بر اساس نوع ساخت  با یکدیگر متفاوتند. مانند مقاومتهای سیمی و کربنی و .....

مقاومت متغیر:

در برخی مدارت الکترونیکی از مقاومتهای قابل تغییر برای تغییر میزان صدا ، نور و رنگ و ........... استفاده می شود.مقاومتهای متغیر دارای سه سر هستند  که دو سر ابتدایی و انتهایی آن ثابت و سر وسط آن متغیر است .

پتانسیومتر و ولوم دو نوع مقاومت متغیر هستند.

از مقاومتهای متغیر برای تغییر میزان ولتاژو جریان استفاده می شود. نوع کاربرد مقاومت را بر اساس نوع نصب و نوع مدار می توان به کنترل کننده ولتاژ یا جریان تغییر داد.

 

مقاومت وابسته:

میزان این نوع مقاومت ها  به میزان نور ، دما و ولتاژ وابسته است.

۱. مقاومت وابسته به نور

مقاومت وابسته به نور یا LDR را مقاومت نوری یا سلول نوری نیز می نامند.میزان این مقاومت در تاریکی خیلی زیاد (در حدود یک مگا اهم ) و در روشنایی بسیار کم ( در حدود یک کیلو اهم) است.

 

۲.مقاومت وابسته به حرارت یا ترمیستور:

این نوع مقاومت میزان آن بستگی به دمای آن دارد . بر حسب مثبت یا منفی بودن ضریب حرارتی به دو نوع  PTC و NTC تقسیم بندی می شود.

در نوع PTC  با افزایش دما میزان مقاومت زیاد می شود و در نوع NTC با افزایش دما میزان مقاومت کم می شود.

 

۳.مقاومت وابسته به ولتاز VDR :

نوعی از مقاومت است که میزان آن به ولتاز منبع تغذیه وابسته است.

هادی ها و عایق ها و نیمه هادی ها چه هستند؟

 هادی ها

هادی ها عناصرو ترکیباتی هستند که جریان الکتریکی را به راحتی از خود عبور می دهند .از بهترین هادی های متداول می توان به نقره ، مس و آلومینیوم اشاره کرد.برای درک بهتر هادی ها بهتر است نگاهی به  به ساختمان داخلی اتم آنها بیندازیم.

همانطور که می دانید اتم دارای یک هسته و تعدادی الکترون است که به دور آن بر روی لایه هایی در گردش هستند. الکترونها بر روی لایه های معینی قرار دارند و نمی توانند در هر فاصله ای از هسته قرار دارند. عناصر هادی در لایه آخر خود حداکثر 3 الکترون دارند.که هسته اتم کنترل زیادی بر روی این الکترونها ندارد.و با اعمل نیروهایی میتوان الکترونها را به حرکت در آورد. بدین صورت است که وقتی به یک سر سیم انرژی الکتریکی وارد می کنیم الکترونها بر روی سیم حرکت می کنند و انژی الکتریکی بدین صورت بر روی یک هادی منتقل می شود.

عایق ها:

عایق ها موادی هستند که انرژی الکتریکی از آنها عبور نمی کند. این عناصر در لایه آخر الکترونی خود بیش از 4 الکترون دارد که هسته اتم، آالکترونها  را سخت به طرف خود می کشد و اجازه جداشدن را به آنها نمی دهد.بدین طریق است که وقتی به یک شی پلاستیکی انرژی الکتریکی اعمال شود به دلیل عدم جابجایی الکترونها انرژی الکتریکی درون آن شی حرکت نمی کند.

نیمه هادی ها:

نیمه هادی های ها گروهی از مواد هستند که از نظر توانایی هدایت الکتریکی بین هادی ها و عایق ها قرار دارند. این عناصر انرژی الکتریکی را به راحتی از خود عبور نمی دهند . انتقال انرژی الکتریکی در این مواد به عواملی مانند تحریک نوری، افزایش دما و میزان ناخالصی های آنان بستگی دارد. از این خواص در علم الکترونیک اسفاده های زیادی می شود.

نیمه هادی ها در آخرین لایه الکترونی خود 4 الکترون دارند و می توانند در پیوند کوولانسی با اتمهای اطراف شرکت کنند و نمی توانند مانند الکترونهای فلز ها به راحتی حرکت کنند. عناصر نیمه هادی مانند سیلیسیوم با عدد اتمی 14 و ژرمانیوم با عدد اتمی 32 بیشترین کار برد را در علم الکترونیک دارند.

در آینده مباحثی را در خصوص انواع نیمه هادی ها و عملکرد نیمه هادی ها در شرایط مختلف پی خواهیم گرفت.

افزایش هدایت نیمه هادی ها:

افزایش هدایت نیمه هادی ها:

برای افزایش هدایت در نیمه هادی ها  می توان به آنها میزانی از عناصر که دارای بار الکتریکی هستند به آنها اضافه کرد. به این گونه از نیمه هادی ها ، نیمه هادی های ناخالص گفته می شود.

 اگر به نیمه هادی  عنصری ازگروه پنجم مانند آنتیموان (sb) ، فسفر (P) و آرسنیک (As)  اضافه شود  این نیمه هادی ها را نیمه هادی های نوع N می گویند. هنگامی که یک عنصر پنج ظرفیتی به نیمه هادی های سیلسیوم یا ژرمانیوم اضافه می شود، چهار الکترون آن با چهار الکترون سیلسیوم یا ژرمانیوم پیوند کوولانسی ایجاد می کند و یک اتم دیگر باقی می ماند که در دمای اتقا به راحتی می تواند دربین اتمها جابجا شود. بدین صورت میزان هدایت الکتریکی در نیمه هادی بیشتر می شود.

از آنجا که اضافه کردن عنصر گروه پنجم باعث افزایش الکترون می شود، این عنصر را دهدنه الکترون و این نوع نیمه هادی را نیمه هادی ناخالص نوع N می نامند.

 اگر به نیمه هادی عنصری از گروه 3 مانند انیدیم (In) ، گالیم (Ga) و یا بور (B) اضافه شود به اضای هر اتم ناخالصی یک حفره به کریستان اضافه می شود در این حالت نیمه هادی را از نوع P و اتم ناخالصی را پذیرنده الکترون می  نامند.

در این حالت هنگامی که عنصر 3 ظرفیتی به اتم چهار ظرفیتی نزدیک می شود 3 پیوند کوولانسی  تشکیل می شود و یک الکترون از اتم نیمه هادی باقی می ماند که معادل یک حفره در داخل کریستال است. غلظت ناخالصی و میزان هدایت الکتریکی قابل تنظیم است.

در نیمه هادی های نوع N تعداد الکترونهای آزاد بسیار بیشتر از حفره ها است.به همین دلیل به الکترونهای آزاد حامل های اکثریت و به حفره ها حامل های اقلیت می نامند.

عمل دوپینگ یعنی اضافه کردن ناخالصی به بدین صورت انجام می شود که ابتدا یک بلور از عنصر نیمه هادی در دمای بسیار بالا ذوب می کنند سپس عنصر ناخالصی مورد نظر را به روشهای گوناگون به بلور ذوب شده اضافه می کنند.

سیم پیچ (سلف)

سیم پیچ به طور ساده یک سیم هادی معمولی است که پیچانده شده است . مقاومت اهمی سیم پیچ را در اغلب موارد می توان صفر فرض نمود و بنابر این با عبور جریان dc سیم پیچ مانند یک هادی عمل کرده و عکس العملی ندارد . (ولتاژ دو سر آن صفر است) اما چنانچه جریان عبوری بخواهد تغییر نماید . سیم پیچ با تغییر جریان مخالفت نموده و این مخالفت به صورت ایجاد ولتاژی به نام ولتاژ القائی بروز نماید. و اصولاَ این خاصیت خودالقائی سیم پیچ می نامیم.

هرگاه از سیمی جریان عبور کند اطراف سیم میدان مغناطیسی ایجاد می شود . در سال 1824 دانشمندی به نام اورستد دریافت که هرگاه قطب نمائی به سیم حامل جریان نزدیک شود عقربه منحرف می شود و اثبات این موضوع است که اطراف سیم حامل جریان میدان مغناطیسی وجود دارد . تجمع براده ها در نزدیکی سیم بیشتر بوده به این معنی که شدت میدان مغناطیسی ایجاد شده در نزدیکی سیم بیشتر است . و هر چه از سیم دورتر شویم میدان مغناطیسی ضعیف تر می شود.

عمل موتوری

در جلوی سیم حامل جریان میدان مغناطیسی جریان مزبور با میدان مغناطیسی دائم در خلاف جهت بوده و در پشت سیم میدان های مزبور هم جهت هستند بنابر این در پشت سیم یک میدان قوی و در جلوی سیم یک میدان ضعیف بوجود می آید . اختلاف شدت میدان در دو طرف سیم باعث می گردد تا بر سیم حامل جریان نیروئی به سمت بالا وارد شود .

امتداد نیروی مزبور عمود بر صفحه ای است که امتداد جریان و میدان مغناطیسی دائم بوجود می آورند و جهت آن در جهتی است که سیم را از میدان قوی تر به سمت میدان ضعیف تر حرکت دهد ، تا تعادل در دو طرف سیم برقرار گردد.پدیده مزبور اساس کار همه موتورهای الکتریکی است که انرژی الکتریکی را به انرژی مکانیکی تبدیل می نماید.

عمل ژنراتوری

عکس پدیده مزبور یعنی موتوری عمل ژنراتوری است . به همان ترتیبی که بر سیم حامل جریان در یک میدان مغناطیسی نیرو وارد می شود . چنانچه یک سیم هادی را در یک میدان مغناطیسی به نحوی حرکت دهیم که خطوط قوای مغناطیسی را قطع نماید تولید جریان می شود که به آن جریان القائی گویند.

شارژ و دشارژ

همانند خازن سیم پیچ هم قابلیت شارژ و دشارژ دارد. با این فرق که انرژی در سیم پیچ به صورت الکترو مغناطیسی ذخیره می شود. در صورتی که انرژی ذخیره شده در خازن از نوع الکترواستاتیکی است.

 

سلف

 

 مقاله ۲ - آشنايي با سلف يا بوبين

اگر مقداري سيم هادي روپوش دار به دور محور يا هسته اي پيچانده شود سلف يا سيم پيچ يا بوبين به وجود مي آيد. چنانچه سيم ضخيم باشد ديگر به هسته به عنوان تكيه گاه سيم نيازي نخواهد بود. از هسته علاوه بر اثرات القايي به جاي تكيه گاه جهت پيچاندن و نگهداري سيم استفاده مي شود. در صورتي كه سيم نازك باشد مي توان از استوانه هاي كاغذي يا مقوايي يا هر عايق ديگري استفاده كرد.

سلف هايي را كه هسته ي فلزي دو يا چند سر دارند اغلب داراي تعداد دور استاندارد هستند در اصطلاح چوك مي گويند. چوك ها معمولا حفاظ خارجي دارند مانند چوك مهتابي، چوك بلند گو و... از چوك مهتابي در مصارف برقي و از چوك بلندگو در مصارف الكترونيكي استفاده مي شود.

تفاوت خازن و سلف در اين است كه خازن الماني است كه انرژي الكتريكي را توسط ميدان الكترواستاتيكي "بار الكتريكي" در خود ذخيره مي كند و از صفحات هادي و عايق بين آنه ها كه دي الكتريك ناميده مي شود تشكيل شده است اما سلف الماني است كه انرژي الكتريكي را توسط ميدان الكترو مغناطيس در خود ذخيره مي كند و از دو قسمت اصلي سيم پيچ و هسته تشكيل شده است.

هسته در سلف  قسمتي است كه درون سيم پيچ قرار مي گيرد تا مسير مناسبي براي ميدان مغناطيسي فراهم آورد. هسته مناسب در صنعت الكترونيك فريت ها هستند. فريت به طور كلي به مواد سراميكي گفته مي شود كه داراي خواص فرو مغناطيس باشند. فريتي كه در سلف ها بيش تر استفاده مي شود در شمار فريت هاي نرم هستند.

سيم پيچ ها داراي ابعاد و اشكال مختلفي هستند ولي مي توان آنها را به دو دسته كلي تقسيم كرد:

الف- سيم پيچ بدون هسته (با هسته هوا) ب- سيم پيچ با هسته فلزي يا فريت.

در سيم پيچ بدون هسته سيم را روي لوله هاي عايق مانند مقوا يا پلاستيك مي پيچند. اين لوله ها كه قرقره نام دارند فقط براي حفظ و نگهداري سيم پيچ مورد استفاده قرار مي گيرند. سلف هاي با خود القايي زياد اگر بدون هسته ساخته شوند ابعاد آنها بزرگ مي شود.

بتابراين بهتر است آن ها را با هسته فلزي بسازند. در اين مورد هسته مناسب بخصوص در الكترونيك فريت ها هستند. پيچيدن سيم روي هسته معمولا به صورت يك لايه و دو لايه انجام مي گيرد.

منابع: دانشنامه رشد

كتاب الكترونيك عمومي و منابع برق هنرستان

باز هم برد بورد

روش کار با برد بورد

 

بعد از آشنايي با قطعات الكترونيك نوبت به ساخت مدارهاي الكترونيكي ميرسد .اما منطقي است كه قبل از هزينه زياد و ساخت يك مدار دائمي،آن را به صورت موقت سرهم كرده و امتحان كنيم . به اين كار نمونه اوليه (prototyping) گفته ميشود.براي ساخت سريع نمونه اوليه يك مدار معمولاً از بوردهاي خاصي موسوم به برد بورد (beread board) استفاده ميوشد. يك برد بورد تعداد زيادي سوراخ دارد كه بصورت موازي قرار گرفته اند . اين سوراخ ها دو دسته اند : رديفهاي وسط كه بصورت عمودي به يكديگر ارتباط دارند ؛ رديف هاي كناري كه صورت افقي به يكديگر ارتباط دارند .

از رديف هاي وسط برد بورد براي قرار دادن عناصر الكترونيكي مدار،و از رديف هاي كناري بعنوان خطوط منبع تغذيه (مثبت و منفي) استفاده ميشود .

برد بورد طوري طراحي شده است كه پايه هاي عناصر الكترونيكي براحتي در سوراخهاي آن فرو رفته و محكم ميشود . از آنجائيكه هر سوراخ رديفهاي وسط با چهار سوراخ عمودي مجاور ارتباط فيزيكي دارد ، ميتوان يك پايه را مستقيماً يا توسط سيمهاي رابط به چهار نقطه ي ديگر وصل كرد كه براي اغلب مدارهاي الكترونيكي كافيست.

 

به نوع ارتباط سوارخ ها در شکل زیر توجه کنید

 

 

موقت بودن اتصالات برد بورد اين امكان را فراهم مي آورد تا بتوان براحتي مدار را در حالتهاي مختلف تست كرده ، ودر صورت وجود اشكال در مدار آن را تصحيح كرد.

 برگرفته از وبلاگ کانون پژوهشی وروباتیک

IC ( آی سی) چیست؟

آیا می‌دانید IC ( آی سی) چیست؟ و چه انگیزه‌ای باعث اختراع IC شد؟

img/daneshnameh_up/3/39/ICs.jpg



حروف اختصاری IC از دو کلمه انگلیسی integrated circuit به معنی مدار مجتمع گرفته شده است. پیش از اخترا ع IC ،مدارهای الکترونیکی ازتعداد زیادی قطعه یا المان الکتریکی تشکیل می‌شدند. این مدارات فضای زیادی را اشغال می‌کردند و توان الکتریکی بالایی نیز مصرف می‌کردند. و این، امکان بوجود آمدن نقص و عیب در مدار را افزایش می‌داد. همچنین سرعت پایینی هم داشتند. IC ، تعداد زیادی عناصر الکتریکی را که بیشتر آنها ترانزیستور هستند، در یک فضای کوچک درون خود جای داده است و همین پدیده است که باعث شده امروزه دستگاه‌های الکترونیکی کاربرد چشمگیری در همه جا و در همه زمینه‌ها داشته باشند.

مقاومت و انواع آن

img/daneshnameh_up/d/d1/Moghavemat.jpg



شاید شما نیز از دیدن این اشیاء ریز و رنگی ، داخل رادیو و وسایل دیگر شگفت‌زده شده باشید و بخواهید بدانید از چه جنسی هستند و به چه دردی می‌خورند؟

مقاومت ، یکی از المان‌های الکتریکی است که برای این طراحی شده است که در مدار یک مقاومت الکتریکی ( electrical resistance ) بوجود آورد . مقاومتها به گونه‌ای ساخته می‌شوند که بتوانند جریان عبوری از مدار را در حد مورد نیاز محدود کنند. دو نوع مقاومت وجود دارد:مقاومت های ثابت و متغیر .

(مقاومت):

  1. مقاومت های ثابت :
الف- کربنی

ب- لایه ای :

° لایه ی کربنی

° لایه ی فلزی

° لایه ی اکسید فلز

ج- سیمی


  1. مقاومت های متغیر:
الف- قابل تنظیم :

° پتانسیومتر

° رئوستا

جریان الکتریکی

در یک هادی عایق شده مانند قطعه‌ای سیم مسی ، الکترونهای آزاد شبیه مولکولهای گازی که در ظرفی محبوس شده‌اند، حرکات کاتوره‌ای انجام می‌دهند و مجموعه حرکات آنها در طول سیم هیچ گونه جهت مشخصی ندارد. تعداد الکترونهایی که به چپ حرکت می‌کنند با تعداد الکترونهایی که به راست حرکت می‌کنند، یکی است و برآیند آنها صفر می‌باشد. ولی اگر دو سر سیم را به باتری وصل کنیم، این برآیند دیگر صفر نیست.



تصویر

تاریخچه

تاریخ الکتریسیته به 600 سال قبل از میلاد می‌رسد. در داستانهای میلتوس (Miletus) می‌خوانیم که یک کهربا در اثر مالش کاه را جذب می‌کند. مغناطیس از موقعی شناخته شد که مشاهده گردید، بعضی از سنگها مثل مگنیتیت ، آهن را می‌ربایند. الکتریسیته و مغناطیس ، در ابتدا جداگانه توسعه پیدا کردند، تا این که در سال 1825 اورستد (Orested) رابطه‌ای بین آنها مشاهده کرد. بدین ترتیب اگر جریانی از سیم بگذرد می‌تواند یک جسم مغناطیسی را تحت تأثیر قرار دهد. بعدها فاراده کشف کرد که الکتریسیته و مغناطیس جدا از هم نیستند و در مبحث الکترومغناطیس قرار می‌گیرد.

مشخصات جریان الکتریکی

از نظر تاریخی نماد جریان I ، از کلمه آلمانی Intensit که به معنی شدت است، گرفته شده است. واحد جریان الکتریکی در دستگاه SI ، آمپر است. به همین علت بعضی اوقات جریان الکتریکی بطور غیر رسمی و به دلیل همانندی با واژه ولتاژ ، آمپراژ خوانده می‌شود. اما مهندسین از این گونه استفاده ناشیانه ، ناراضی هستند.

آیا شدت جریان در نقاط مختلف هادی متفاوت است؟

شدت جریان در هر سطح مقطع از هادی مقدار ثابتی است و بستگی به مساحت مقطع ندارد. مانند این که مقدار آبی که در هر سطح مقطع از لوله عبور می‌کند، همواره در واحد زمان همه جا مساوی است، حتی اگر سطح مقطعها مختلف باشد. ثابت بودن جریان الکتریسیته از این امر ناشی می‌شود که بار الکتریکی در هادی حفظ می‌شود. در هیچ نقطه‌ای بار الکتریکی نمی‌تواند روی هم متراکم شود و یا از هادی بیرون ریخته شود. به عبارت دیگر در هادی چشمه یا چاهی برای بار الکتریکی وجود ندارد.



تصویر

سرعت رانش

میدان الکتریکی که بر روی الکترونهای هادی اثر می‌کند، هیچ گونه شتاب برآیندی ایجاد نمی‌کند. چون الکترونها پیوسته با یونهای هادی برخورد می‌کنند. لذا انرژی حاصل از شتاب الکترونها به انرژی نوسانی شبکه تبدیل می‌شود و الکترونها سرعت جریان متوسط ثابتی (سرعت رانش) در راستای خلاف جهت میدان الکتریکی بدست می‌آورند.

چگالی جریان الکتریکی

جریان I یک مشخصه برای اجسام رسانا است و مانند جرم ، حجم و ... یک کمیت کلی محسوب می‌شود. در حالی که کمیت ویژه‌ دانستیه یا چگالی جریان j است که یک کمیت برداری است و همواره منسوب به یک نقطه از هادی می‌باشد. در صورتی که جریان الکتریسیته در سطح مقطع یک هادی بطور یکنواخت جاری باشد، چگالی جریان برای تمام نقاط این مقطع برابر j = I/A است. در این رابطه A مساحت سطح مقطع است. بردار j در هر نقطه به طرفی که بار الکتریکی مثبت در آن نقطه حرکت می‌کند، متوجه است و بدین ترتیب یک الکترون در آن نقطه در جهت j حرکت خواهد کرد.

اشکال مختلف جریان الکتریکی

در هادیهای فلزی ، مانند سیمها ، جریان ناشی از عبور الکترونها است، اما این امر در مورد اکثر هادیهای غیر فلزی صادق نیست. جریان الکتریکی در الکترولیتها ، عبور اتمهای باردار شده به صورت الکتریکی (یونها) است، که در هر دو نوع مثبت و منفی وجود دارند. برای مثال، یک پیل الکتروشیمیایی ممکن است با آب نمک (یک محلول از کلرید سدیم) در یک طرف غشا و آب خالص در طرف دیگر ساخته شود. غشا به یونهای مثبت سدیم اجازه عبور می‌دهد، اما به یونهای منفی کلر این اجازه را نمی‌دهد. بنابراین یک جریان خالص ایجاد می‌شود.

جریان الکتریکی در پلاسما عبور الکترونها ، مانند یونهای مثبت و منفی است. در آب یخ زده و در برخی از الکترولیتهای جامد ، عبور پروتونها ، جریان الکتریکی را ایجاد می‌کند. نمونه‌هایی هم وجود دارد که علیرغم اینکه در آنها ، الکترونها بارهایی هستند که از نظر فیزیکی حرکت می‌کنند، اما تصور جریان مانند 'حفره‌های (نقاطی که برای خنثی شدن از نظر الکتریکی نیاز به یک الکترون دارند) مثبت متحرک ، قابل فهم تر است. این شرایطی است که در یک نیم هادی نوع p وجود دارد.

اندازه گیری جریان الکتریکی

جریان الکتریکی را می‌توان مستقیما توسط یک گالوانومتر اندازه گیری کرد. اما این روش نیاز به قطع مدار دارد که گاهی مشکل است. جریان را می‌توان بدون قطع مدار و توسط اندازه گیری میدان مغناطیسی که جریان تولید می‌کند، محاسبه کرد. ابزارهای مورد نیاز برای این کار شامل سنسورهای اثر هال ، کلمپ گیره‌های جریان و سیم پیچهای روگووسکی است.

مقاومت الکتریکی

اگر اختلاف پتانسیل معینی را یک بار به دو انتهای سیم مسی و بار دیگر به دو انتهای میله چوبی وصل کنیم، شدت جریانهای حاصل در هر لحظه با هم اختلاف زیادی خواهند داشت. خاصیتی از هادی را که اختلاف مزبور را باعث می‌شود، مقاومت الکتریکی گویند، که آن را با R نشان می‌دهند و مقدار آن برابر R = V/I است که در آن V اختلاف پتانسیل بین دو سر سیم و I جریان الکتریکی است. واحد مقاومت الکتریکی اهم یا ولت بر آمپر می‌باشد.

منیع : http://daneshnameh.roshd.ir/

انواع خازن

خازنهای سرامیکی

خازن سرامیکی (Ceramic capacitor) معمولترین خازن غیر الکترولیتی است که در آن دی الکتریک بکار رفته از جنس سرامیک است. ثابت دی الکتریک سرامیک بالا است، از این رو امکان ساخت خازنهای با ظرفیت زیاد در اندازه کوچک را در مقایسه با سایر خازنها بوجود آورده، در نتیجه ولتاژ کار آنها بالا خواهد بود. ظرفیت خازنهای سرامیکی معمولاً بین 5 پیکو فاراد تا 1/0 میکرو فاراد است. این نوع خازن به صورت دیسکی (عدسی) و استوانه‌ای تولید می‌شود و فرکانس کار خازنهای سرامیکی بالای 100 مگاهرتز است. عیب بزرگ این خازنها وابسته بودن ظرفیت آنها به دمای محیط است، زیرا با تغییر دما ظرفیت خازن تغییر می‌کند. از این خازن در مدارهای الکترونیکی، مانند مدارهای مخابراتی و رادیویی استفاده می‌شود.

خازنهای ورقه‌ای

در خازنهای ورقه‌ای از کاغذ و مواد پلاستیکی به سبب انعطاف پذیری آنها، برای دی الکتریک استفاده می‌شود. این گروه از خازنها خود به دو صورت ساخته می‌شوند:

خازنهای کاغذی

دی الکتریک این نوع خازن از یک صفحه نازک کاغذ متخلخل تشکیل شده که یک دی الکتریک مناسب درون آن تزریق می‌گردد تا مانع از جذب رطوبت گردد. برای جلوگیری از تبخیر دی الکتریک درون کاغذ، خازن را درون یک قاب محکم و نفوذ ناپذیر قرار می‌دهند. خازنهای کاغذی به علت کوچک بودن ضریب دی الکتریک عایق آنها دارای ابعاد فیزیکی بزرگ هستند، اما از مزایای این خازنها آن است که در ولتاژها و جریانهای زیاد می‌توان از آنها استفاده کرد.

خازنهای پلاستیکی

در این نوع خازن از ورقه‌های نازک پلاستیک برای دی الکتریک استفاده می‌شود. ورقه‌های پلاستیکی همراه با ورقه‌های نازک فلزی (آلومینیومی) به صورت لوله، در درون قاب پلاستیکی بسته بندی می‌شوند. امروزه این نوع خازنها به دلیل داشتن مشخصات خوب در مدارات زیاد به کار می‌روند. این خازنها نسبت به تغییرات دما حساسیت زیادی ندارند، به همین سبب از آنها در مداراتی استفاده می‌کنند که احتیاج به خازنی با ظرفیت ثابت در مقابل حرارت باشد. یکی از انواع دی الکتریکهایی که در این خازنها به کار می‌رود پلی استایرن (Polystyrene) است، از این رو به این خازنها "پلی استر" گفته می‌شود که از جمله رایج‌ترین خازنهای پلاستیکی است. ماکزیمم فرکانس کار خازنهای پلاستیکی حدود یک مگا هرتز است.

خازنهای میکا

در این نوع خازن از ورقه‌های نازک میکا در بین صفحات خازن (ورقه‌های فلزی – آلومینیوم) استفاده می‌شود و در پایان، مجموعه در یک محفظه قرار داده می‌شوند تا از اثر رطوبت جلوگیری شود. ظرفیت خازنهای میکا تقریبا بین 01/0 تا 1 میکرو فاراد است. از ویژگیهای اصلی و مهم این خازنها می‌توان داشتن ولتاژ کار بالا، عمر طولانی و کاربرد در مدارات فرکانس بالا را نام برد.




خازنهای الکترولیتی

این نوع خازنها معمولاً در رنج میکرو فاراد هستند. خازنهای الکترولیتی همان خازنهای ثابت هستند، اما اندازه و ظرفیتشان از خازنهای ثابت بزرگتر است. نام دیگر این خازنها، شیمیایی است. علت نامیدن آنها به این نام این است که دی الکتریک این خازنها را به نوعی مواد شیمیایی آغشته می‌کنند که در عمل، حالت یک کاتالیزور را دارا می‌باشند و باعث بالا رفتن ظرفیت خازن می‌شوند. برخلاف خازنهای عدسی، این خازنها دارای قطب یا پایه مثبت و منفی می‌باشند. روی بدنه خازن کنار پایه منفی، علامت – نوشته شده است. مقدار واقعی ظرفیت و ولتاژ قابل تحمل آنها نیز روی بدنه درج شده است .خازنهای الکترولیتی در دو نوع آلومینیومی و تانتالیومی ساخته می‌شوند. یکی از کاربردهای گسترده این نوع خازن استفاده در مدارات یکسوساز دیودی بعنوان فیلتر dc می باشد.

خازن آلومینیومی

این خازن همانند خازنهای ورقه‌ای از دو ورقه آلومینیومی تشکیل شده است. یکی از این ورقه‌ها که لایه اکسید روی آن ایجاد می‌شود "آند" نامیده می‌شود و ورقه آلومینیومی دیگر نقش کاتد را دارد. ساختمان داخلی آن بدین صورت است که دو ورقه آلومینیومی به همراه دو لایه کاغذ متخلخل که در بین آنها قرار دارند هم زمان پیچیده شده و سیمهای اتصال نیز به انتهای ورقه‌های آلومینیومی متصل می‌شوند. پس از پیچیدن ورقه‌ها آن را درون یک الکترولیت مناسب که شکل گیری لایه اکسید را سرعت می‌بخشد غوطه‌ور می‌سازند تا دو لایه کاغذ متخلخل از الکترولیت پر شوند. سپس کل مجموعه را درون یک قاب فلزی قرار داده و با یک پولک پلاستیکی که سیمهای خازن از آن می‌گذرد محکم بسته می‌شود.

خازن تانتالیوم

در این نوع خازن به جای آلومینیوم از فلز تانتالیوم استفاده می‌شود زیاد بودن ثابت دی الکتریک اکسید تانتالیوم نسبت به اکسید آلومینیوم (حدودا 3 برابر) سبب می‌شود خازنهای تانتالیومی نسبت به نوع آلومینیومی درحجم مساوی دارای ظرفیت بیشتری باشند. محاسن خازن تانتالیومی نسبت به نوع آلومینیومی بدین قرار است:


ابعاد کوچکتر جریان نشتی کمتر عمر کارکرد طولانی از جمله معایب این نوع خازن در مقایسه با خازنهای آلومینیومی عبارتند از:


خازنهای تانتالیوم گرانتر هستند. نسبت به افزایش ولتاژ اعمال شده در مقابل ولتاژ مجاز آن، همچنین معکوس شدن پلاریته حساس ترند. قابلیت تحمل جریانهای شارژ و دشارژ زیاد را ندارند. خازنهای تانتالیوم دارای محدودیت ظرفیت هستند (حد اکثر تا 330 میکرو فاراد ساخته می‌شوند).

منبع :http://fa.wikipedia.org/

برد برد (breadboard)

برد بورد وسیله ای است که به شما در چیدمان اولیه وآزمایشی مدار کمک می کند.
بیشتر افرادی که در زمینه پروژه های الکترونیک کار می کنند ابتدا مدار خود را بر روی برد بورد می بندند وپس از جواب گرفتن آنرا بر روی مدارت چابی یا بردهای سورخدار مسی پیاده می کنند.پس شما برای بستن اولیه و تست مدارات به آن نیاز دارید.
به نحوه ارتباط دهی سوراخهای موجود در روی برد توجه کنید.

img/daneshnameh_up/7/7c/breadboard88.gif

برد برد‌ها وسایل سودمندی هستند در انواع و شکل‌های گوناگون که برای شروع کار با قطعات الکترونیکی‌ بسیار مناسبند.شما میتوانید به وسیلهٔ برد برد مدار خودرا ببندید و سپس دوباره آنرا باز نمایید و از قطعات و برد برد دوباره استفاده کنید

ارتباط هاي درون بردبرد:

در اين نوع برد، براي سهولت کار، ارتباطات زيادي بين سوراخ هايي که در بردبرد مشاهده مي کنيد، وجود دارد.

در شکلهای زير يک نماي کلي از سوراخ هاي متصل به هم در يک برد برد، ترسيم شده است.

 

برای بهتر استفاده کردن از برد برد ذکر چند نکته الزامی می‌باشد:

۱-به هیچ عنوان دو پایه از دو قطعه را درون یک سوراخ قرار ندهید.

۲-اگر در استفاده از این وسیله تازه کار هستید بسیار مراقب باشید که با اشتباه قرار دادن قطعه درون برد برد پایه‌ها به هم متصل نباشند(در بسیاری از قطعات این کار باعث سوختن قطعه میشود!) 

دیود و انواع آن

دیود چیست ؟از اتصال دولایه نیمه هادی p & n دیود درست می شود.**********************

1- بعد از پیوند نیمه هادی نوع p & n کنار یکدیگر ، الکترونهای آزاد و حفره ها از محل پیوند عبور کرده ، با هم ترکیب می شوند و تشکیل یک لایه سد یا عایق می دهند .

2- یک منطقه تخلیه در محل پیوند ها ایجاد می شود که فاقد الکترونهای آزاد و حفره ها می باشد ، لکن اتمهایی که الکترون از دست داده و یا گرفته اند ، در دو طرف لایه سد و در منطقه تخلیه وجود دارند .

3- اتمهای یونیزه شده ، ایجاد سد پتانسیل می کنند که برای نیمه هادی ژرمانیومی حدود ۰.۲ ولت است و برای نیمه هادی سیلسیمی حدود ۰.۶ ولت است .

4- سد پتانسیل باعث که از حرکت و ترکیب بیشتر الکترونها و حفره ها در لایه سد جلوگیری به عمل آید .

5- کریستال نیمه هادی نوع p دارای بار الکتریکی مثبت و کریستال نیمه هادی n دارای بار الکتریکی منفی می باشد .

بایاس دیود: وصل کردن ولتاژ به دیود را بایاس کردن دیود می گویند .

بایاس مستقیم: اگرنیمه هادی نوع p به قطب مثبت باتری و نیمه هادی نوع n به قطب منفی آن وصل شود و ولتاژ از پتانسیل سد دیود بیشترباشد ، در مدار جریان بر قرار خواهد شد .

بایاس معکوس: اگر قطب مثبت باتری به نیمه هادی نوع n وصل شود و قطب منفی باتری به نیمه هادی نوع p وصل شود ، جریانی در مدار نخواهیم داشت .

تست دیود: همانطور که گفته شد اگر دوید در بایاس موافق یا معکوس قرار بگیرد جریان را از خود عبور می دهد و ما می توانیم دیود را با یک مدار ساده سری کنیم ( البته با رعایت قطبهای دیود و باتری ) اگر مدار شروع به کار کرد پس دیود سالم است و در غیر این صورت دیود سوخته شده است .

انواع دیود ها:

1- دیود اتصال نقطه ای : دیود های معمولی در بایاس معکوس ایجاد ظرفیت خازنی ( حدود PF ) می کنند . اگر بخواهیم در فرکانس های بالا به کار می بریم ، به علت ظرفیت خازنی در بایاس معکوس ، جریان در مدار عبور می کند . چون در فرکانس های بالا مقاومت دیود کم می شود . برای جلوگیری از این کار از دیود اتصال نقطه ای استفاده می کنیم.

2- دیود زنر: دیود زنر ، مانند یک دیود معمولی از دو نیمه هادی نوع P & N ساخته می شود . اگر یه دیود معمولی را در بایاس معکوس اتصال دهیم و ولتاژ معکوس را زیاد کنیم ، در یک ولتاژ خاص ، دیود در بایاس معکوس نیز شروع به هدایت می کند . ولتاژی که دیود در بایاس مخالف ، شروع به هدایت می کند ، به ولتاژ زنر معروف است و با تنظیم نا خالصی می توان ولتاژ شکسته شدن پیوند ها را کنترل کرد (ولتاژ زنر ولتاژی است که دیود زنر به ازای آن در بایاس معکوس ، هادی می شود .)

3- دیود نور دهنده LED : دیود نوردهنده LED این دوید از دو نوع نیمه هادی P & N تشکیل شده است . هر گاه این دیود ، در بایاس مستقیم ولتاژی قرار گیرد و شدت جریان به اندازه کافی باشد ، دیود ، از خود نور تولید می کند . نور تولید شده در محل اتصال دو نیمه هادی تشکیل می شود . نور تولیدی بستگی به جنس به کار برده شده در نیمه هادی دارد . این لامپ چند مزایا بر لامپ های معمولی دارد که عبارتند از :

* کوچک بودن و نیاز به فضای کم

* محکم بودن و داشتن عمر طولانی ( حدود صد هزار ساعت کار )

* قطع و وصل سریع نور

* تلفات حرارتی کم

* ولتاژ کار کم ، بین ۱.۷ ولت تا 3.3 ولت

* جریان کم حدود چند میلی آمپر با نور قابل رویت

* توان کم ، حدود ۱۰ تا ۱۵۰ میلی وات

4- دیود خازنی ( واراکتور ) : دیود خازنی ( واراکتور ) این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود .دیود خازنی در واقع دیودی است که به جای خازن بکار می رود و مقدار ظرفیت آن با ولتاژ دو سر آن رابطه عکس دارد.

5- فتو دیود : این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود . با این تفاوت که محل پیوند P & N ، جهت تابانیدن نور به آن از مواد پلاستیکی سیاه پوشیده نمی باشد ، بلکه توسط شیشه و یا پلاستیک شفاف پوشیده می گردد تا نور بتواند با آسانی به آن بتابد . روی اکتر فتو دیود ها یک لنز بسیار کوچک نصب می شود تا بتواند نور تابانیده شده به آن را متمرکز کرده و به محل پیوند برساند.

دیود زنر

دیودهای زنر در واقع نوعی دیود سیلیکونی ویژه هستند . طراحی آنها به گونه ای است که بتوانند ولتاژ شکست معکوسی را به صورت مداوم ارائه  کنند . گروههای متنوعی از دیودهای زنر وجود دارد (بسته به مشخصه های عمومی ٬ نوع بسته ٬ و توان قابل تحمل).ولتاژ شکست آنها با اعداد ترجیحی سری E12 و E24 مترادف است(ولتاژ شکست آنها از 2.7 ولت تا 86 ولت می باشد)

خانواده های زیر از متداولترین نمونه های دیود زنر میباشند :

سری BZY88 : پوشش شیشه ای کوچک ٬ با توان 500 میلی وات(در 25 درجه سانتیگراد).محدوده ولتاژ شکست این نوع دیودها از 2.7 تا 15 ولت میباشد . (ولتاژهای مذکور با عبور جریانی معادل 25 میلی آمپر و در دمای 25 درجه سانتیگراد اندازه گیری شده اند.)

سری BZX85 : پوشش شیشه ای کوچک ٬ با توان 1.3 وات(در دمای 25 درجه سانتیگراد). محدوده ولتاژشکست این نوع دیودها از  2.7 تا 6.8 ولت میباشد.

سری BZX61 : پوشش آلیاژ فلزی ٬ با توان 1.3 میلی وات(در 25 درجه سانتیگراد). محدوده ولتاژشکست این نوع دیودها از  7.5 تا 72 ولت میباشد .

سری BZY93 : پوشش تکمه ای ٬ با توان 20 وات بای کار در دمای محیط 74 درجه سانتیگراد ٬ محدوده ولتاژشکست این نوع دیودها از  9.1 تا 75 ولت میباشد .

سری 1N5333 : پوشش پلاستیکی ٬ با توان 5 وات . محدوده ولتاژشکست این نوع دیودها از  3.3 تا 24 ولت میباشد .

منبع  http://www.melec.mihanblog.co